جلال الدين الرومي

103

فيه ما فيه ( فارسى )

فصل فرمود « 1 » كه شب و روز جنگ مىكنى و طالب تهذيب اخلاق زن مىباشى و نجاست زن را به خود پاك مىكنى . خود را درو پاك كنى بهتر است كه او را در خود پاك كنى . خود را به وى تهذيب « 2 » كن . سوى او رو و آنچه او گويد تسليم كن ، اگرچه نزد تو آن سخن محال باشد . و غيرت را ترك كن اگرچه وصف رجال است و ليكن بدين « 3 » وصف نيكو وصف‌هاى بد در تو مىآيد . از بهر اين معنى « 4 » پيغامبر صلى اللّه عليه و سلّم « 5 » فرمود لا رهبانيّة فى الاسلام كه راهبان « 6 » را راه خلوت بود و كوه‌نشين و زن ناستدن و دنيا ترك كردن . خداوند عزّ و جلّ راهى باريك پنهان بنمود پيغامبر را صلى اللّه عليه و سلّم « 7 » و آن چيست ؟ زن خواستن تا جور زنان مىكشد و محال‌هاى ايشان مىشنود و برو مىدوانند و خود را مهذب مىگرداند وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ « * » . جور كسان برتافتن و تحمّل كردن « 8 » چنان است كه نجاست خود را دريشان مىمالى « 9 » . خلق تو نيك مىشود از بردبارى و خلق ايشان بد مىشود از دوانيدن 200 و تعدّى كردن . پس چون اين را دانستى خود را پاك مىگردان . ايشان را همچو جامه‌دان كه پليدىهاى خود را دريشان « 10 » پاك مىكنى و تو پاك مىگردى . و اگر با نفس « 11 » خود برنمىآيى از روى عقل با خويش « 12 » تقرير ده كه « چنان انگارم كه عقدى نرفته است ، معشوقه‌اى است خراباتى هرگه كه « 13 » شهوت غالب مىشود ، پيش وى مىروم . » به اين طريق حميّت را و حسد « 14 » و غيرت را

--> ( 1 ) . ح : مىفرمود ( 2 ) . ح : مهذب ( 3 ) . ح : كه بدين ( و ليكن ) ندارد ( 4 ) . ح : ندارد ( 5 ) . ح : عليه السّلام ( 6 ) . ح : رهبان ( 7 ) . ح : ندارد ( * ) . سورهء قلم آيهء 4 ( 8 ) . ح : و تحمّل كردن محال ( 9 ) . ح : ماليدى ( 10 ) . ح : بديشان ( 11 ) . ح : به نفس ( 12 ) . ح : به خود ( 13 ) . ح : كه هرگه ( 14 ) . ح : حسد را